بدون عنوان
غزل گلم سلام امشب بعد از مدتها یه کمی وقت پیدا کردم بیام پای کامپیوتر اخه ماشاالله خیلی شیطون شدی چونکه چهار دست و پا میری یک لحظه نمیشه غافلت کرد وگرنه یه بلایی سر خودت مییاری پریشب٢٥ ٣ ١٣٩٠ شادی اینا اومدن خونمون منم خوابونده بودمت تو اتاق خواب که یه دفعه صدای گر یه تو تا اومدم اتاق خواب از روی تخت افتادی پایین خدا رو شکر به خیر گذشت اما کمی رو بینیت زخم شد. فردا هم روز پدره امشب با بابا رفتیم ودو تا ادکلن واسه باباجون اینا خریدیم.
نویسنده :
مامان غزل
12:32


